تبليغاتX
جی ام آی




 

 

( شروع نوشتن این آپ شاید ۲ هفته پیش بود )

میدونی .... نه نمیدونی ... ول کن بابا مهم نیست

همینجوری به سرم زد بیام بنویسم ... یعنی خیلی وقته به سرم زده ولی الان دیگه مجبورم ...  باید آپ کنم

سلاااااااااااااااااااام ... هنوز هیچی نشده دلم برا تک تکتون تنگ شده  .... حالا خوبه برم و دو روز نشده آن شم ... سوتی میشه هااااا  

۱. فوتبال بازی کردن دخترا ... نمیدونی چه چیزیه  ... ته خنده ... چهارشنبه که ایران عیده فطر بود یه سری گفتن اینجام عیده یه سری گفتن پنج شنبه عیده ... معلوم نیست این وسط ماه چیکارس ... مام گذاشتیم رفتیم مسافرت که روزمونو بشکونیم که اگه عید بود روزه نباشیم ... مسافرت که نبود ... خارج از شهر... خلاصه ... بعد از نهار پیشنهاد فوتبال رو دادم ... یه سری که همیشه پایه ن قبول کردن یه سری هم به زور وادارشون کردیم  شدیم ۱۰ نفر ... ۵ - ۵  بازی شروع شد ... هر جا توپ بود دقیقا" کل ۱۰ نفر همونجا بودن ... نمیشد حرکت کرد انقدر پا بود  دروازه دو تا سنگ بود که هر ثانیه جاش عوض میشد و کوچیک بزرگ میشد  اون وسط مرده بودم از خنده ... یهو نشستم رو زمین دیدم توپ زیرمه =)) حالا ملت شاکی فکر میکردن از قصد نشستم رو توپ  یا مثلا" توپ میرفت تو اوت ... یکی میدویید میاورد میزاشت جلو دروازه شوت میکرد توش بعد خوشحال که گل زدم )))))) توپ و شوت کردن از بالا سرم داشت رد میشد تو هوا با دست گرفتمش گذاشتم جلو پام بعد شوتیدم =))))))) اصل خنده بود ولی اگه ۱۵ مین بازی کردیم اندازه ۲ هفته انرژی مصرف کردم  شما پسرا هم چه جونی دارینا

۲. چند روز قبل از ماه رمضون بود ... من و هانیه و ۲ تا از دوستامون که خواهرن با هم رفتیم که غذا هندی بخوریم ... بعد یکی از این بچه ها روزه بود .. اومده بود که اونجا افطار کنه ... بعد چون خیلی معتاده چایی یه فلاکس چایی هم آورده بود با ۴ تا لیوان ... قل قل قل چایی میریخت تو لیوان میداد به ما =))))))))))) اونجا هم که رفته بودیم یه سالن بزرگ بود که دور تا دور رستورانای مختلفه ... ملت نگاه میکردن ... هانیه میگفت خوبه بیان بپرسن این مال کدوم رستورانه ... من هنوز نتونستم درک کنم این چایی چی داره که انقدر مردم خاطرخواهشن  

۳. همیشه همه تقصیرا گردن مسلمونا میوفته .... چند وقته اینجا همینجوری بمب گذاری میکنن و ملت رو میترکونن ... بعد ریختن طرف دانشگاه ما که منطقه مسلمون نشینه دو تا دانشجو رو کشتن به عنوان تروریست ... بعد ۵۰ تا دانشجو مهندسی رو برداشتن دستگیر کردن بردن ... هنوزم بگیر بگیر و تظاهراتو این چیزاس ... خیلی خنگن ... خیلی کشورشون بی قانونه ... خیلی پلیس خری داره ... اه اه اه

۴. حلیمه دانشجو شد ... پزشکی میخونه دیگه ... سیما هم داره مامان میشه  اونم میخواد پزشکی بخونه ... پیش دانشگاهی ۱۰ نفر بودیم ... ۴ نفر کامپیوتر میخونن ... ۳ نفر معماری ... ۲ نفر پزشکی ... ۱ نفر الکترونیک ... البته سمانه قراره کامپیوتر بخونه ولی فعلا" فیزیک محض میخونه ... سیما هم قراره پزشکی بخونه فعلا" زبان میخونه تو لندن ...

۵. سمانه داره میاد ایران ... دی میاد ... بعد از ۱۶ سال ... میخواد ایران کامپیوتر بخونه ... هی میگم سمانه همینجا تو کشور خودتون بمون بهتره ... میگه نه اینجا امنیت نیست ولی ایران هست  هی میگم بابا سمانه اینی که تو میگی الان جک محسوب میشه ... ایران و امنیت ... تو گوشش نمیره ... سمانه ... یه دختر خیلی محکم ... خیلی حساس ... احساس میکنم سمانه هم مثل من بدجور گیر کرده ...

۶. بالاخره دست مبارک رو از سره بنده برداشت ... کاش میفهمیدم کیه ... چه شکلیه ... دکـــــــــی  نکنه شهید شده باشه  لگد به بخت که میگن همینه

۷. یه شبکه تمدن داریم ... برا افغانستان ... برنامه کودک داشت ... مجریه میخواست بگه مادربزرگ ... گفت مادر کلان ... منو مامانم چشامون در اومد  ... بعد از اونور مامان من اینجا یه دکتری رفته بود که دکترش افغانی بود ... بعد برگشته بود گفته بود ایرانی ها لهجه ی بامزه ای دارن  میشینن به لهجه ما میخندن  

۸. زجرآورترین چیز اینه که با یه آدم خنگ بحث سیاسی کنی ... که کلی هم ادعاش بشه ... ۷ نفر بودیم ... ۶ به ۱ ... مخ ۶ تامون بخار شد رفت هوا ... باز این میگفت یه روز به حرف من میرسید ... همه با هم گفتیم عمراااااااااااا"  ... حرف میزد ولی برا حرفاش دلیل نداشت ... برای همین کم میاورد میزد زیره حرفه خودش و سریع یه بحث دیگه باز میکرد ... خل بود بابا

۹. دلم برا خیابون مهر ... برا میدون ۱۶ ... برا میدون ۱۹ ... شمرون تنگ شده ... دلم میخواد برم مشهد بعد برم ۲-۳ ماه شمال بمونم ... دلم برا ایندیا گیت ... باراخامبا رود ... اوکلا ... سی سی ... دلم برای دیفنس تنگ میشه ... دلم برای جانپت ... سوروجی ... انسال پلازا ... بالای مک دونالد لچپت ... غذا هندی ... برای تصمیمامون بین سی سی دی ... مک دونالد ... فسترک ... دلم برای جی کی تنگ میشه

۱۰. دلم برای شیطونیام تو جمعمون خیلی تنگ میشه ... برای مسخره بازیامون ... چرت و پرت گفتنامون ... ترکیدنامون ... آبروریزیامون ... سوتیامون ... یا همون سوتیام  ... دلم برای فیلما و کنسرتای خنده دارمون تنگ میشه

۱۱. دلم برا ملیکا خیلی تنگ میشه ... خیلی خیلی ... از دوریش میترسم ... کاش این چند وقته مثل برق و باد بگذره ... خوبم بگذره ... دوباره ببینمش ... دوباره با هم بریم صفااااااااا  دوست دارم حاجـــــــــــــــــــــــی ... مواظب خودت باش ... هیچکدوممون مثل بعضی ها نمیشیم نه ؟  عخشی به مولاااااااا   ... نبودنت خیلیییییییییی سخته ... ۴ سال کم چیزی نیست ... نتونستم به رو خودم بیارم ... چون حس کردم آماده ی یه اشاره ای ... حاجی امیدتو به اینا نبند ... یه کاری کن احتیاجی به این جماعت نداشته باشی ... این چند روزه خیلی خوشحال بودم که باهاشون میری و میای ... خودم تنها بودم ولی همین که میدونستم داری کنار میای خوب بود ... از اولشم میدونستم که مرده عملی  دمت گرم حاجی ... این چند وقته هم خوب بگذرون ... نزار سخت بگذره ... میدونم که میتونی ... من بودم نمیتونستم ... میدونی که نمیتونستم ... ولی میدونم که میتونی ... مردی شدی برا خودت  ... دمت گرم ... حاجـــــــــــــــــــــــــــــــــی خیلی مخلصیم  یه دونه ای ... دوست دارم یه دنیاااااااااااااااااااااااااا  

دلم برا مهدیه خیلی تنگ میشه ... مهدیه جونمممممممم  ... خیلی دوست دارم مهندس ... خیلی خیلی ... نمیدونی چقدر که ... پارگلاراتو بفرست خودم برات درست میکنم پست میکنم بیاد برات باشه ؟ ... از وقتی همکار شدیم خیلی زحمتت دادم ... کلی کمکم کردی ... فدااااااااااااات ... هنوز نرفته دلم براتون تنگ شده ... اشکم در اومد ... مواظب خودت باش ... مواظب حاجی ما باش ... دوووووووووووووست دارم یه دنیاااااااااااااااااااااااا  .... ببخشید

۱۲. دلم برا هانیه تنگ میشه ... برای شبایی که چند ساعت چرت و پرت میگفتیم و میخندیدیم ... برا تیکه هاش که آدمو میترکونه از خنده ...  این چند وقت باید خیلی سخت بگذره ... خدا هر چی صلاحه ... صلاح من صلاح ملیکا صلاح هانیه صلاح فاطمه صلاح نمکپاش نسیم مینا توپول مادده دنیا سوگند ناهید پیشی .... صلاح هممون ...

۱۳. فاطمه رو میبینمممممممممم  بعد از تقریبا" یک سال و ۴ ماه ... خیلییییی خوشحالم ... کاش برنامه هامون یه جوری جور بشه که کلییییییی همه ببینیم ...   کی اون لحظه میرسههههههههههههههههههه .... قلب من تا اون موقع وایساده ... عخشییییی ....

۱۴. نمکی ... داداشیه خودم  ... دلم برا چت کردم باهات تنگ میشه خرهههههههههههههه ... برای وبلاگت و خ ن ب د ز هات ... خیلییییییییی دوست دارم .... مرسی برای همه بودنات ... خیلی خری ... مواظب خودت باش

۱۵. ریحووووووووون  .... رفتی بلا شدی عشقی ... دیگه مارو یادت رفت ... قبول شدنت مبارکه

۱۶. داداش کوچولو ... اگه گذرت به اینجا افتاد ... بدون آبجی حورا همیشه به یادته ... دوست دارم داداشی مهربون خودم  ... میگم مواظب خودت باش یعنی مواظب خودت باش ... یعنی چی مریض میشی ... تصادف میکنی ...  اینجوری مواظبی ؟ ... مواظب خودت خیلی خیلی باش ...

۱۷. مینا ... فامیلمون ... خوشگل خودممممممم  ... سرش شلوغه ... بعد از اینهمه وقت کلی خوشحالی کردیم که مینا دوباره وبلاگ زد ... باز زدن وبشو ترکوندن  ... نامردا ... نه خوب به من بگو حالا مثلا" هک کردی بعدش چی میشه ؟ ... دیگه هکم خدایی لوس شد ... نشد ؟  .... فامیـــــــــــــل ایشالا زوده زود ببینمت ... کم میای نت ... میزنگم بهت ... مثل اون موقع ها که ییهو میزنگیدی من میموندم چی بگم  دووووووووست دارم

۱۸. مادده مثل قبل نمیشه ... حالا تو خودتو تیکه تیکه کن ... بکش ... ولی نمیشه ... مادده ی مــــــــــــــــــــــــــــن  ... لحظه شماری میکنم برای دیدنت ... بریم با هم شیطونییییییییی  مامان نازه خودممممممممم  ... مامانم برام جهاز نمیخره  میگه از تو جوب گرفتمت بزرگت کردم به اینجا رسوندمت دیگه جهاز بی جهاز  مادده بعضی موقع ها اینجا رو آپ میکنه ...

۱۹. توپول عمووووووووو  ... هر جا هستی خوش باشی ... دلم برات خیلیییییییی تنگ میشه برادرزاده ی گلممممممم ... عمو سیبیلو کلیییییی دوست داره ... همیشه همینقدر خوب بمون

۲۰. نسیمه عمووووووووو ... عخش من  خیلی خیلی دوست دارم نسیم جونم ... مواظب خودت باش ... ایشالا همه چی درست بشه ... هرجا و هر رشته ای که دوست داری درس بخونی ... دیگه مردی شدی برا خودت  ... بابا فاطیت باید آستین بالا بزنه بریم برات خواستگاری زن بگیری  ... زنی که بابا فاطی برات بگیره جدا از اونایی که خودت به تنهایی گرفتی  چند تا شدن ؟ حسابشونو داری ؟ ترکیه هم که رفتی فامیل رو سربلند کردی  هر چی زن بود گرفتی  از پسه خرجشون بر میای ؟ خوبه وام بگیریم  فداااااااااااااااات

۲۱. آبجی زهره مارو یادت رفت دیگه ...  این چند وقت نبودی ... منم زیاد نبودم ... دلم برات تنگ شده ... دوست دارم آبجی جون خودمممممممم ... حلال کن  

آبجی بی انصافی کردی ... ولی من هیچ جوره دوستامو فراموش نمیکنم ... مطمئن باش ... شاید فکر کنی نیستم ... ولی دورادور هوای دوستامو دارم ... مواظب خودت باش عخشی ... هرجا هستی شاد و سلامت و خوشبخت باشی 

۲۲. پیشــــــــــــــــی بازم داغ کردو رفت ... این پیشی هیچ وقت فکره دوستاش نیس ... مارو گذاشت و رفت ... درست نبود پیشی جون ... یه عمر نون و نمک هم رو خورده بودیم  ... خیلییییییییی عزیزی ... هر جا هستی مواظب پیشی ما بااااااااااش  دوست دارم یه عالمههههههههههههههه

۲۳. آبجی دنیام  آبجی باز مثل ۱ سال و ۵ ماه پیش یهو ناپدید شدی  ... البته باز ایندفعه بهتر از اون دفعه بود ... خدافظی کردی ... ولی نگفتی چرا ... دفعه ی پی خدافظی نکردی ولی میدونستم چرا ... یادش بخیر ... آبجی خیلییییییییی دوست دارم ... فکر نکنی بی معرفت شدما ... یه آبجی دنیا که بیشتر نداریم  مواظب خودت باش .... فدای آبجیم

۲۴. ناهید جونم هر جا هستی شاد باشی و سلامت ... به هرچی دوست داری برسی ... ایشالا مامانتم خوب خوب شده ... دیگه ناراحت نباشی ... مواظب خودت باش ... مواظب دلتم باش

۲۵. نانی جون خودم  مواظب خودت خیلی باش ... دلم برات تنگ شده ... بی خبر نزاری بری ... هر کار کردم اس ام اسم به این شمارت سند نشد  ... دوست دارم دوست جون

۲۶. سارایی دوست دارم ... دلم برا خودت و تارا و گلات خیلیییییی تنگ میشه  ... مواظب خودت باش سارایی جون گلممممم ... خیلی دوستت دارم مهربون  ... ببخش بی وفا شدم

۲۷. سوگند هم رفت ... نمیدونم کجا ... نبودم که باهاش خدافظی کنم ... دلم براش تنگ شده ... مهندس جونم مواظب خودت باش  هر جا هستی خوش باشی

۲۸. ناشناس مهربون  سرش شلوغ شده ... قربونت ... امیدوارم خوب تصمیم بگیری و به هر چی میخوای برسی  دووووووست دارم ... کی ببینمت ؟

۲۹. شپش جونم  ... هستی یا نه ؟ ... بابا بی خبر برا چی میزاری میری آخه ؟ ... دوستیمون کوتاه بود ولی خیلی خوش گذشت ... دووووست دارم ... به همشیره سلام منو برسون  ... فداااات

۳۰. آیلا جونم خیلی خیلی کم پیداس ... خیلی خیلی ... ولی بعضی موقع ها بی خبر وبلاگشو آپ میکنه ... دلم برای تنگ شدههههههه  دلم برای صدای نفیسه هم تنگ شده ... برا کنفرانس ها ... مواظب خودت باش ... اونلییییی آیلا

۳۱. گلتا جونمممممم  ... دانشجو شدی دیگه نمیای ؟ ... یادته مامانم بودی ؟  ... امیدوارم موفق باشی هیچ مشکلیم برات پیش نیاد  مواظب خودت باش

۳۲. مینا سسی جونممممم  ... خیلی وقته خدافظی کرده ... رفت برا کنکور ... دلم براش تنگ شده ... برا کامنتای باحالش ... دعا میکنم یه رشته ی خیلی توپ یه دانشگاه توپ تر قبول بشه

۳۳. ترانه جونم  دوست جون خودمییییییی ... مواظب خودت باش ... خیلی ماهی

۳۴. زمزم جونم مواظب خودت و صهبا جون من بااااااااااااااش ... امیدوارم همیشه شاد و موفق و سلامت باشین  مرسی به خاطر همه چی ... دوستون دارم کلییییی

۳۵. محدثه جونم  محدثه چرا من فکر میکردم ۲ سال از من بزرگتری ؟ بعد از یه سال دوستی  نمیدونم چرا این فکرو میکردم ... تو صندلی داغ که خوندم سنتو تازه یادم افتااااد که همسن خودمون بودی بابااااااا  قربون تو .... مواظب خودت بااااااااااااش مهربون

۳۶. آیدا جونم  خیلییییییییی ماهی ... تو مواظب فاطی من باش فاطی هم مواظب تو ... باشه ؟  ندیده دوست دارم کلییییییییییییی ...  مواظب خودت باش

۳۷. دلم برا منصوره خیلی خیلی تنگ شده ... کاش هرجا هستی خوش باشی  ... دلم برا محدثه هم خیلی خیلی تنگ شده ... برا لیلا هم همینطور ... مواخودتون باشین دوستای قدیمی

۳۸. دلم از اینکه هر سال با یه فاجعه جدید روبه رو بشه خسته س ... یه زندگی بدون فاجعه میخواد ... کاش این وسط یه نفر پیدا میشد که یکمی درک کنه ...

۳۹. خواهش میکنم دیگه نپرسین کی میای  هنوز خودم نمیدونم ....

۴۰. دو تا کلیپ میخواستم بزارم ماله پارسال محرم ... خونه ریحانه اینا ... یکیش کاره منو ملیکاس ... دومی هم کاره منه ... نمیدونم به نظر بقیه هم جالبه یا نه ... ولی خودم که هر دفعه میبینم کلی میخندم  ... ولی قسمت نبود بزارم  ... یعنی هر کدوم ۹ مگابایته ... نشد که آپلود کنم ...  

۴۱. جی ام آی هم به آخرش رسید ... شورشی های ج۱۱ با تموم شدن مدرسه تموم شد ... جی ام آی هم با تموم شدن این دانشگاه ... چون جی ام آی فقط خاطرات این دانشگاه بود ... دوستش داشتم ... با اینکه خیلی خیلی کم آپش میکردم ... نمیدونم بعد از این بازم وبلاگ نویسی میکنم یا نه ... دوست دارم برگردم ... ولی خدا میدونه ... اینم آخرین آپ جی ام آی .... برام دعا کنیـــــــــــــــــــــــــــــــــد

 به سلامتی درش تخته شد  

 

آهاااااااااااااای دوست عزیز ... حلال کن ...

خیلیییییییییی دوستون دارم  ... خوش باشین همیشه ... خدافظ

 


| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 و ساعت 0:19 توسط یکی |