یه پست شدیدا" اعتراض آمیز
پیشاپیش شرمنده ی هرکی که بهش برمیخوره ...
یه مسافرت چند روزه به جنوب ... خرمشهر و اهواز و دزفول و دیگه نمیدونم ...انتظار ندارم خوش بگذره چون زیادی اضطراب دارم ...
یاد بگیر به جای اینهمه توقع که از اطرافیانت داری یه ذره هم که شده درکشون کنی ...
خودمونیم ها ... بی رودربایسی بگم دوستای نتی هیچ وقت دوست نمیشن ... قبول دارم منم برای شما دوست نبودم ... نخیر اشتباه نکن ... اصلا" توقعم بالا نیست ... اتفاقا" خیلی م خوب همه رو درک میکنم ...
تا حالا فکر میکردم یکی از اددلیستام که خیلی بد حرف میزنه ... خیلی خشن وبلاگشو میبنده خیلی خشن باز میکنه ... هیچ احترامی برا خواننده های وبلاگش قاءل نیست و خیلی خشن باهاشون حرف میزنه آدمه بی ادبیه ... دیروز فهمیدم بی ادب نیست ... شدیدا" بی شعوره ...
آهای من هیچ تغییری نکردم اگه تغییری احساس میکنی تو خودت جستجو کن ...
از خیلی ها انتظار خیلی چیزا رو داشتم ولی نشد ... جواب نداد ... همین چیزا باعث میشه چشم آدم باز شه ... ناراضی نیستم ...
چرا این روزا چند نفرو چماق بدست جلو خودم میبینم ؟ ... باور کن منم همچنان مثل شما آدمم ...
شدیدا" دلم برا جی ام آی و هند و هر چی و هر کی به اینا مربوط میشه تنگ شده ... و شدیدا پشیمونم از برگشتنم ... هر چند من کم نمیارم ...
در هر صورت شاید دوستای نتی دوستای واقعی آدم نشن ... ولی نبودشونم خیلی سخته ... دلم برا تک تکتون تنگ شده بود و هنوز هم تنگ هست...
خوش باشین همیشه ...دوستون دارم ...